ناگفته های دانشجوی انقلابی
... ما فرزندان انقلاب اسلامی هستیم نه جمهوری اسلامی
اسفندماه
امسال نهمين دورهي انتخابات مجلس برگزار خواهد شد. انتخاباتي كه اهميت آن
از جهاتي به مراتب بيش از ساير انتخابات برگزار شده در كشور است. اول
اينكه به تعبير رهبر معظم انقلاب، دشمنان انقلاب و رسانههاي وابسته به
آنان در صدد آن هستند تا با تاثيرگذاري بر فرايند اتخابات فضاي آن را
امنيتي كرده و از آن يك «چالش امنيتي» براي كشور بسازند. تا ازاين رهگذر،
به عنوان بخشي از راهبرد فروپاشي از درون ، نظام جمهوري اسلامي ايران را
وارد سيكلي از چالش و فشار كنند.موضوعي كه مردم ايران در انتخابات ۸۸ آن را
به خوبي لمس كرده و به چشم ديدند.
طبق اصل ۹۹ قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران،«شوراي نگهبان نظارت بر
انتخابات مجلس خبرگان رهبري، رياست جمهوري، مجلس شوراي اسلامي و مراجعه به
آراي عمومي و همه پرسي را بر عهده دارد». همچنين بر اساس اين اصل قانون
اساسي، نظارت مذكور استصوابي است و شامل تمام مراحل اجرايي انتخابات از
جمله تاييد و رد صلاحيت كانديداها مي شود. بر اين اساس نظارت در اصل ۹۹
نظارتي است عام و مطلق كه شامل همه مراحل انتخابات از ابتدا تا انتهاي آن
مي شود و اختصاص به زمان برگزاري انتخابات ندارد بلكه از تعيين زمان
برگزاري و ثبت نام نامزدها و تشخيص صلاحيت و رد و تاييد آنها و نيز انجام
راي گيري و تشخيص صحت و عدم صحت آن و اعلام صحت و بطلان آن در برخي از حوزه
هاي انتخابيه مي شود.
اهميت ديگر انتخابات پيش رو در ارتباط با تحولات اخير و مواج شدن بيداري
اسلامي ملتهم از گفتمان انقلاب اسلامي ايران در منطقه است. روند فزاينده
بيداري اسلامي و شكلگيري هستههاي مقاومت عليه استكبار و دستنشانده هاي
داخلي آنان در كشورهاي منطقه، باعث شده تا الگوي انقلاب اسلامي به عنوان
خاستگاه حركت هاي انقلابي ملت هاي عربي مطرح شود.
ازاين رو، نظام سلطه با تمام توان به دنبال آنست تا با حاشيه سازي و شبه
افكني در روند انتخابات و هيات اجرايي و نظارتي آن ، ماهيت انتخابات در
ايران به عنوان الگوي جامع مردم سالاري ديني را زير سوال برده و در نهايت
نظام جمهوري اسلامي ايران را ناكارآمد نشان دهد. البته بايد فرافكني و
تبليغات منفي امپرياليسم رسانه اي غرب مبني بر عدم مشاركت حداكثري مردم و
همچنين عدم حضور تمامي طيفها و گروههاي سياسي در انتخابات مجلس نهم و
تحريم آنرا به آن اضافه كرد.
براين اساس نظام سلطه به رهبري كاخ سفيد، با استفاده از تجارب خود در فتنه
۸۸ ، سناريوهاي پيچيده و گام به گامي را براي تخرب هدفمند انتخابات مجلس
نهم شوراي اسلامي در ايران طراحي و اجرايي كرده كه به زعم بسياري از
تحليلگران سياسي وجه مشترك تمامي اين سناريوها ، تخريب شوراي نگهبان به
عنوان نماد سلامت در انتخابات و محافظ آراي عمومي باشد. شورايي كه اگر نبود
معلوم نبود سرنوشت انتخابات به كجاها مي انجاميد.
با توجه به تمركز سناريوهاي غرب در تخريب شوراي نگهبان در اين مقطع از روند
انتخابات مجلس نهم، ضرورت مي يابد تا با تبيين اجمالي وظايف و جايگاه
شوراي نگهبان در انتخابات كشور و نيز مقايسه تطبيقي آن با نهادهاي نظارتي
ساير كشورها، اولا چرايي تمركز غرب بر تخريب اين نهاد مهم و حياتي مشخص و
قابل فهم گردد؛ دوما اصول رفتاري جريان ها و جناح هاي سياسي رقيب در فضاي
انتخاباتي مجلس نهم تبيين شده تا فضا براي ترك اندازيها و جولان هاي لگام
گسيخته دشمان انقلاب در صحنه انتخابات تنگ شود.در ادامه نوشتار به اين مهم
پرداخته مي شود.
با نگاهي گذرا به وظايف وكارويژه مهم شوراي نگهبان در امر انتخابات،
ميتوان بخوبي فهميد كه اين شورا نسبت به ساير نهادهاي مشابه در كشورهاي
ديگر، وضعيت منحصر به فردي دارد و ما در دنيا نهادي كه جامعيت شوراي نگهبان
را داشته و دقيقا مشابه آن باشد نميتوانيم پيدا كنيم.چرا كه شوراي نگهبان
به عنوان يك نهاد نظارتي براي پاسداري از قانون اساسي و نظارت بر امر
انتخابات ، نهادي مستقل و غيروابسته به افراد ذينفوذ در نظام حكومتي،
تشكيل شده است تا كاملا مطابق با روح كلي قانون رفتار نمايد. ولي معمولا در
دنيا اينگونه نيست به عنوان مثال در آمريكا، ديوان عالي كه مكانيسم نظارت
در انتخابات رابرعهده دارد ، تحت ملاحظات رئيس جمهور و حزب حاكم فعاليت مي
كند چراكه رئيسجمهور ، اعضاي آنرا تعيين ميكند. در فرانسه، اعضاي شوراي
قانون اساسي كه نظارت بر انتخابات را برعهده دارد توسط سران قوا تعيين مي
شوند. در آلمان هم، دادگاه قانون اساسي به عنوان مجري نظارت بر انتخابات
است كه اعضاي آنهم از سوي قواي سهگانه انتخاب ميشوند .
لذا همانگونه كه ملاحظه مي شود، به دليل آنكه نهادها و مكانيسم هاي نظارتي
بر امر انتخابات دراين كشورها از سوي قواي ديگر منصوب ميشوند، ميتوان گفت
كه استقلال و پايبندي مطلق آنها به قانون اساسي رعايت نشده است و رفتار
نظارتي آنها با توجه به ملاحظات سياسي حزب حاكم صورت مي گيرد. براي مثال ،
در انتخابات رياستجمهوري سال ۲۰۰۰ آمريكا، ال گور كانديداي حزب دموكرات،
از جورج بوش كانديداي حزب جمهوريخواه پيشتاز بود. اما نهايتاً داوري در
برابر اختلافات بين دو كانديدا به ديوان عالي سپرده شد و چون اكثريت اعضاي
ديوان عالي توسط جمهوريخواهان انتخاب شده و طرفدار آنان بودند، لذا رأي
آنها هم جانبدارانه شد و اعضاي ديوان عالي، آقاي ال گور را كه در انتخابات
پيشتاز بود پشت سر آقاي بوش قرار دادند و بوش را رئيس جمهور كردند.
نظام جمهوري اسلامي ايران با دارابودن مكانيسم نظارتي مستقل بر امر
انتخابات ، دشمنان انقلاب را برآن داشته تا ماهيت انتخابات و مكانيسم
اجرايي و نظارتي آنرا به چالش بكشانند. براي تحليل اين مسئله بايد گفت، با
عنايت به رشد فزاينده جنبش هاي عدالت خواه و ضد استكباري در جهان خصوصا در
دنياي غرب، نظام سياسي جمهموري اسلامي و نهادها و ساختارهاي آن، ظرفيت و
پتانسيل آنرا دارد كه ماهيت نظام ليبرال دموكراسي غرب را به يكباره زير
سوال برده و به عنوان الگويي جهاني مطرح شود.لذا ، نظام سلطه با استفاده از
تجارب فتنه ۸۸، با به خط كردن شبكه رسانه اي خود درصدد است تا با فرافكني و
تبليغات منفي و برچسب دار در فضاي انتخاباتي مجلس نهم و ايجاد شبه در خصوص
عملكرد اركان اجرايي و نظارتي آن به ويژه شوراي نگهبان ،نظام جمهوري
اسلامي ايران درچنين شرايطي ناكارآمد نشان دهد.
اما آنچه كه در اين ميان حائز اهميت است، اينكه گروهها و جناح هاي سياسي
شركت كننده در انتخابات مجلس نهم خود را ملزم به تبعيت از قانون كرده و با
احترام و اهتمام به نتايج هركدام از مراحل روند انتخابات ( از تاييد صلاحيت
كانديداها تا اعلام نهايي نتيجه انتخابات) ، فضاي سياسي كشور را براي ترك
اندازيها و فرافكني هاي دشمنان انقلاب تنگ تر كنند.اما بايد به ياد داشته
باشيم ، سياستمداران نظام سلطه در بازي هاي سياسي داخلي و بين المللي خود ،
از قوانين سياست هاي خود تبعيت مي كنند. آنچه كه در انتخابات سال
۲۰۰۰آمريكا اتفاق افتاد، گوياي اين مسأله خواهد بود.
وبلاگ حقوق اساسی
By Ashoora.ir & Night Skin


